listانشادرمورد باران ....اگرنویسی| ویکی پدیا فارسی

باران  

.معجزه است باران.
چشمها را باید بست
زیر باران باید رفت
زیر باران باید رقصید... باید فریاد زد.
باید زیر الاچیق کوچک کوی نشست و حرف زد....
زیر باران تمام قوانین را باید نقض کرد... صادق باید بود
قلبها را زیر باران باید شست...
باران ...ببار باران...
 

ادامه مطلب  

 

باران که میبارد ...
باران که میبارد
دل من فرو می ریزد
باران که میبارد
دل من بغض میگیرد
باران که میبارد...
هوای دو نفره نیست برایم
باران که میبارد
مرا عذاب میگیرد
مبادا تو باشی در این حوالی
باران که میبارد
چقدر غریبه میشوم برای خودم
باران که میبارد
غریبه ها چقدر آشنا میشوند
باران که میبارد
چقدر نشانه از تو میبارد
باران که میبارد
غریبه های پیاده رو نشانه های تو را ازم میدزند
یکی کفشهایت...
یکی چادرت...
یکی عطر خیالت...
یکی...
باران‌که میبارد 
دلم بغض

ادامه مطلب  

باز باران.....  

باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه، خانه ام کو؟خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین در پس آن کوی بن بست در دل تو آرزو هست؟
کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد آرزوها رفته بر باد باز باران
باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه ،بی بهانه شایدم گم کرده خانه.....

ادامه مطلب  

زنگ باران  

 
باز هم بهار،زنگ باران به صدا درآمده.
باران! باران! ببار و هستی سوزان مرا خاموش کن. ببار و خستگی هایم را بشور و ببر. چترت را بر سرم بگشا، مرا در آغوش بگیر و جوانه های امیدوم را سیراب کن.
باران! باران! ببار و زبانه های آتش درونم را به خوابی عمیق بسپار، چون آتشفانی در فوران که میلی عجیب به خوابی عمیق دارد تا در خوابی سنگین رویایی رنگین ببیند.
باران! باران! ببار و باز ، آغازی باش برایم...
کربن: 
روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر                       خرمن س

ادامه مطلب  

چشمان تو  

زیر باران بودم، همره غم تنها
 
                          چشم زیبایت گشت در مه شب پیدا
 
با دوچشمت گفتم: بی خبر از مایی
 
                          از غروب و باران حال ما جویایی؟
 
هیچ میگویی او، زیر باران تنهاست؟
 
                          یاد داری گفتی:‌با تو باران زیباست؟
 
تو گه گفتی هر شب، در خیالم هستی
 
                          سرخی چشمانت، داده بر من مستی
 
حال زیر باران، با كه هم آغوشی؟
 
                          زیر باران با او، باده هم مینوشی؟
 
چشمت آرام

ادامه مطلب  

ببار باران  

ببار باران، فضای کوچه ها تنگ است برای لقمه ی نانی میان نفس ها جنگ استببار باران، ببار امشب که دردی در دلم دارمبرای مردم کوچه صدای شرشرت ننگ استببار باران، بشوی این کوچه ی خشکیده ی ما راز خاک و خون می دانم فضای کوچه بدرنگ استببار باران، در این کوچه نمیبینم دلی را منکه از مکر و فریب دل نه. در سینه ها سنگ استببار باران، زشرشر کردنت دل را تسلا دهبرای این دل غمگین شرشر کردن آهنگ استببار باران، که این کوچه ندارد طاقت زشتیببار که مردم کوچه زسر بی مغز

ادامه مطلب  

باز باران  

 
باز باران
عاشقانه
 می زند آرام آرام
 بر سکوتم تازیانه
در میان شاخساران
 زیر باران شاعرانه ،
باز هم قلب پرنده
می تپد در آشیانه
یادم آید زیر باران
با تمام تار و پودم
ناازنینم،سخت
دلتنگ تو بودم
 
می رسیدی، 
رنگ چشمانت چو آهو ،
با همان لبهای مستت
می زدی لبخند و من هم
دست می دادم به دستت
راه می رفتیم باهم
با دو قلب پاک و عاشق
گاه در بین علف ها
شاهد دلدادگی ها
چشم نرگس ، عطر گل ، ناز شقایق
باز هم آهنگ باران
می زند در این حوالی
نیستی ،
جای تو خالی
 
م

ادامه مطلب  

آغوش باران  

باران می تابد
پنجره را باز می کنم
دلم هوای تو را کرده
سردم که می شود
فنجان چای سرشارم می کند
خیالم بخار می کند
خاطره ی دست های تو را ...
که چای مرا با نبات هم می زدی
آسمان صیغه می خواند
و باران محرم اشک های من می شود
من گرم می شوم٬دریغ
...امید آمدنت سردتر
پنجره را می بندم
تو از روی ابرها
٬دست تکان می دهی ٬
باران تمام می شود ...
من هم

ادامه مطلب  

نم نم باران  

ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ` 、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ` 、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、وقتی که نم نم باران مرابهم می ریخت   یادتوقفل گلوی مراکه وامی کرد`、、ヽ、ヽ 、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、  ` 、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`دریای اشک روزن چشمان خسته  را می بست、ヽ、ヽ``、、`、、ヽ、ヽ` 、、`、、ヽ、صدیادوخاطره دراشک من شنامی کردヽ ヽ`、ヽ、ヽ、、ヽ、 ... ` 、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、` 、、`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、`、、ヽ、ヽ" ` 、、`、、ヽ ヽヽباران ب

ادامه مطلب  

باران  

نورهای بیچاره جهت را گم كرده اند میدانم، كار باران است ، باران عادت دارد، دیوانه میكند.... و در این دیوانگی چه زیبا میشوند چه جسور و بی رحم مسیر را برایم محو میكنند كاش باران ببارد و تا میتواند زیبا كند ، دیوانه كند و من تا میتوانم غرق در این لذت بی جهتی گم شوم پیدا نشوم...

ادامه مطلب  

باز باران بی ترانه  

باز باران بی ترانهباز باران با تمام بی کسی‌های شبانهمی‌خورد بر مرد تنهامی‌چکد بر فرش خانهباز می‌آید صدای چک چک غمباز ماتممن به پشت شیشه تنهایی افتادهنمی‌دانم، نمی‌فهممکجای قطره‌های بی کسی زیباست؟نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمندکه آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزدکجای ذلتش زیباست؟نمی‌فهممکجای اشک یک باباکه سقفی از گل و آهن به زور چکمه بارانبه روی همسر و پروانه‌های مرده‌اش آرام باریدهکجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟نمی‌دانمنم

ادامه مطلب  

 

تقدیم به دوستان عزیز . میگویند باران که میزند بوی “خاک” بلند می شود … اما اینجا باران که میزند بوی “خاطره ها” بلند میشود ! . . باران ببار … بگذار اشک هایم غریب نباشند … . . پشت پنجره نشسته ام و باران میبارد … ناودانی چشمانم سرازیر شده است ! . . دل من کلبه بارانی است و تو آن باران بی اجازه ای که ناگهان در احساس من چکه می کنی … . . وقتی به هوای دیدنت قلب ابرها هم تند تند میتپد … یاد تو مثل چیزی شبیه یک قطره باران بر لب های خشک و ترک خورد ام لیز میخورد

ادامه مطلب  

 

باران بارید و هوای کوچه نمناک است
دلم تنگ و هوای قصه غمناک است 
 
عطر باران امشبم عطر نفسهای تو بود
این هوا یادآور تو، آمدن های تو بود
 
رفتی اما مثل باران نگاهم با منی
توی هوای ناب اینجا، تو کماکان با منی
 
شعرهایم گاهی آرام، گاه هم طوفانی اند
گاهی این ابیات بی وزن و پر از بی تابی اند
 
بودنت اینجا مسلم، چون هوا معنا شده
قصه ی بی تابی من، قصه ی دریا شده
 
بغض باران بی مهابا آن سر شیشه شکست
دیدن باران به یادت باز قلبم را شکست
 
قلب تو عاشق شد اما ع

ادامه مطلب  

باران و عشقش  

امروز شنبه 2 تیر روزی زیبا در زندگی باران.
غروب امروز نه دلگیر بود نه غمگین و نه همراه درد سرد تنهایی...
باران را دیدم لبخند قشنگی بر لبهایش و چشمانش چون ستاره ها برق میزدند...
به اوهم سخن شدم  شاد بود ؛ با اشتیاق از معشوق میگفت...
از امروز از بودن با او...
اری امروز عاشقانه بودند با او نشسته بود حرف زده بود درد دل کرده بود...
باران امروز؛ امروز را زندگی کرد.
خدایا از راز درون قلب باران خبر داری؛ از عشق آتشینش خبر داری
خدایا باران را دریاب...
جدایی را ب

ادامه مطلب  

رقص باد و باران .....  

دیشب باران قرار با پنجره داشت......
رو بوسی آبدار با پنجره داشت........
یکریز به گوش پنجره پچ پچ می کرد.......
چک ....چک......چک.....چک......چکار با پنجره داشت ؟؟؟؟؟
قیصر امین پور ...
 
این شعر زیبا حکایت این روزهای باران و پنجره ی اتاقم است و در کنار زمزمه ی باران و پنجره رقص پرده های رنگارنگ و پولکی اتاقم ....هم داستانی دارد .....

ادامه مطلب  

ببار باران  

کاش باران تا ابد ببارد تا دل ره گم کرده ام دستی برای پرکردن فاصلهبین انگشتانم بیابد...کاش باران تا ابد ببارد و زیرآن چشمان منتظرم عطرمعوش راحس کندکاش باران تا ابد ببارد وبا هق هق شبانه ام یکی شود...کاش باران تا ابد ببارد ولب های ترک خورده ام لعل گون شود..کاش باران تا ابد ببارد وچتری برای عشق خیس شده ام بیابد..کاش باران تا ابد ببارد وبرای دستان لرزانم تکیه گاهی برای پناه بردن بیابد..کاش باران تا ابد ببارد وبی قراری،از بوی دلآویززلف پریشانم مست ش

ادامه مطلب  

 

امروز باران می بارد ....شهر خیس شده است ....علف های لب رود کنار خانه مان شادندو می رقصند .....صدای باران شکوه مند است....ومن همچنان منتظرم تا قطره های باران از آن بالا تورا در آغوشم رها کنند.....یا غرق می شوم ....یا همیشه کنار شب های بارانی ام می مانی .....پ.ن:
هوایم را داشته باش ....من خودم را به باد داده ام برای تو ....
 

ادامه مطلب  

زیر باران  

 
 
 
باران می بارد امشب دلــــم غم دارد امشب آرام جان خســــــــته ره می سپارد امشب در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر بر گردی امشــــــــــب از تو دارم یادگاری ســردی این بوسه را پیوسته بر لب قطره قطره اشک چشـــــــــــــــــمم می چکد با نم نم باران به دامن بسته ای بار ســـــــــفر را با تو ای عاشقترین بـــــــد کرده ام مــــــــــن رنگ چشمت رنگ دریا ســــــــــــــینه ی من دشت غم ها یادم آید زیر باران با تو بودم با تو تنها زیر باران با

ادامه مطلب  

باران معشوقه من است  

دوباره باران گرفت
باران معشوقه‌ی من است
به پیش بازش در مهتابی می‌ایستم
می‌گذارم صورتم را و
لباسهایم را بشوید
اسفنج وار
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد!
باران یعنی قرارهای خیس
باران یعنی تو برمی‌گردی
شعر بر می‌گردد
پاییز به معنی رسیدن دست های تابستانی توست
پاییز یعنی مو و لبان تو
دست‌کش ها و بارانی تو
و عطر هندی‌ات که صد پاره‌ام می‌کند
باران‌، ترانه‌ای بکر و وحشی ست
رپ رپه‌ی طبل‌های آفریقایی ست
زلزله وار می‌لرزاندم!


ادامه مطلب  

زیر باران من فقط خیس شدم  

با تو هستم سهراب ..
تو که گفتی: گل شبدر چه کم از لاله عاشق دارد؟
راست می گویی تو !
چه تفاوت دارد قفس تنگ دلم .. خالی از کس باشد؟
یا به قول تو پر از ناکس و کرکس باشد ؟
من نه تنها چشمم .. واژه را هم شستم ..
فکـــر را ..
خــاطــره را ..
خــواب یــک پــنــجــره را ..
زیر باران بردم .. چتر ها را بستم ..
من به این مردم شهر پیوستم ..
من نوشتم همه حرف دلم ..
آرزو کردم و گفتم که ..
هـــوا ..
عـــشــق ..
زمــیــن ..
مال من است ..
ولی افسوس نشد ..!
زیر باران من نه عاشق دیدم نه که ح

ادامه مطلب  

نماز باران  

یكی از نمازهای مستحبی نماز استسقاء (نماز باران) است استسقاء از باب استفعال است كه به معنی طلب باران و آبیاری از جانب خداوند است این نماز در وقت كم شدن آب چاهها و چشمه ها و نباریدن باران خوانده می شود ، مستحب است طلب باران از خدا از طریق دعا و نماز انجام شود .

ادامه مطلب  

باران عشق  

مهربان همیشه بهارم امیدوارم مثل بهار باشی همیشه و پاییز زندگیت كوتاهتر از عمر گلها و شادیت طولانیتر از یلدا و تپش های قلبت از عشق پر هیاهوی تر از جیك جیك گنجشككان در فصل مستی... باران سهم همیشگیت باشد مهربانم، ان هنگام كه مهربانویت را غرق نوازش ها و بوسه هایت میكنی. پایان عشق بازیت تن خیس  مهربانویت باد. او را به باران بسپار.

ادامه مطلب  

523 من و باران  

بالاخره باران بارید و بوی خاک بلند شد ...... لابد با رگبار هر ابری، ترانه ای شکفته میشود، این شب‌ها و روزها شاعران چه خوشبختند. سرم درد میکند. دلم می‌خواهد محتویات مغزم را تکان بدهم درست مانند شربت سرماخوردگیِ ته نشین شده در درب پخچال. 
دوباره باران می‌بارد ........ نقطه سر خط.

ادامه مطلب  

مگر تو از برای دل قصه ی وفا بگویی ...  

خواب تورا دیدم در تیر تابستان گرفته ای دستم به زیر یک باران ... گویند جانا که تعبیر آن شوم است باران بی موقع پیک یک اندوه است... کار خدا را بین! خوابی که راحت بود رویای شیرینم ، تعبیر آن بد بود ! آرام نشد قلبم ، ثانیه ای حتی سبد سبد غصه ؛ طبق طبق رویا مگر تو در رویا ؛خواب مرا ببینی بازو به این سنگی ، قلبک به این چینی اینبار در خوابت دست مرا بفشار باران نبارد باز!جان دلم نگذار تو خواب من را بین!تعبیر تو خوب است صاحب دعارا گو، که حالم آشوب است

ادامه مطلب  

کاشان  

 
نم نم باران و کاشان
یاد سهراب سپهری
زیر باران بهاران
 
آسمان ابری و پاک
چشمهای شسته نمناک
بوی تند برگ های رازیانه
یاد شنهای روان و  طاق خانه
 
قالی زیبای خاله
با نخ ابریشم و تار محبت
حس گرمای چراغ نفتی روشن شده با دست شایان
شعر زیبای گل قالی پویان
در کنار ممیهمانان تشسته روی ایوان
 
بوی باران 
لحظه های ناب بودن
در کنار دوستداران
نم نم این شعر حافظ
هر که این عشرت نخواهد
خوشدلی بر وی تباه
زیر باران بهاران
 
8 فروردین 1395
مسیر بیاضه به تهران – عو

ادامه مطلب  

 

غزل باران برایت عاشقانه سبز شد
داغی لبهای عاشق شاعرانه ثبت شد
 
ریشه‌ی شعر من انگار در نگاهت پایه بست
تو که بستی چشم از من واژگانش قطع شد
 
قلب من در هر تپش تاب و تب عشق تو داشت
تو گرفتی عشق از من، جای جایش سرد شد
 
می‌چکد باران و یادت در میان قطره هاست
تک تک این قطره هایش هم برایم درد شد
 
دفتر شعرم شبانه شانه هایم را فشرد
غزل باران برایت عاشقانه سبز شد....
 
یوسفی. ...3/7/95

ادامه مطلب  

برای او  

باران فقط برای تو می نویسد...
برای تو که گفته بودی چون شمع ذره ذره  آب میشوی تا خوشبختی باران را ببینی. و باران چون پروانه ای دور شمع وجودت عاشقانه می گردد.
اما...
اما چه بی رحمانه بال  و پر پروانه را به آتش کشیدی...
خسته ام از نبودنت...
میفهمی؟؟؟؟

ادامه مطلب  

باران  

بازآمد به مشامم بوی خاک نم گرفته
قطره های ریز باران،گلهای شبنم گرفته
بازآمد ب دیارم سروسبز آرزوها
حسرت دیدار یارم روز سخت انتظار ها
باز آمد به دودستم یاد آن دستان گرمت
شال مشکی دور گردن،یاد آن کفشان چرمت
باز میبارد باران برسرراه منو تو
کوچه های تنگ وتاریک،رد پای رفتن تو
باز طوفان حقایق می وزد درخانه سرد
یاد آن چشمان عاشق،شمع خاموش پره درد
*مکیه

ادامه مطلب  

باران وخاک ومن  

خدایا ناشکری نمیکنم اما باران را دوست ندارم من هروقت که باران می بارد دلم را غم می گیرد واندوه، درست که زیرباران میروم دوستانم وعزیزان رادعامی کنم که می گویند زیرباران دعا می گیرد ،اما ازهوای بارانی بیزارم ازآن ابرهای سیاه که کل پهنای اسمان رادربرمیگرند، امابوی خاک باران خورده رادوست دارم برایم شادی آوراست انگارکه اصل وجودی آنسان رابیشتر به رخمان می کشد ویاد آورمیشود که از چه آفریده شده ایم ودوباره آخرسربه آغوش گرمش بازخواهیم گشت .

ادامه مطلب  

جشن بهاران  

       جشن بهاران
قطره های باران، روی برگ های کاج،
چلچراغیست رخشان،
به تلألو تاج.
شاید می دهد نوید،
رویش شکوفه ها را،
در شاخسار درختان.
جیک جیک گنجشک ها،
در پروازی شادمانه،
زیر ریزش باران،
گویی تلاقی عشقست و هیجان.
نرم و آهسته رفتنِ پیری با عصا،
در ترنّم باران،
پنداری رگ جنبان زندگیست.
باریکه جاری باران،
در شیار خاک،
انگار دلداده ییست روان،
در پی گم گشته معشوق خویش،
دریای بی کران.
وَه که،
چه زیباست این جشن بهاران.

ادامه مطلب  

باز هَم باران!  

 
همه ی سوگواران می دانند؛ این حرفِ نگفته ای نیست تنها در باران می توان آوازِ ساکتِ اندوه را شنید، تنها در باران می توان پسِ کوچه های خلوتِ مه را دید. باران رفیقِ نجیبی ست باران: گوش می دهد به صدایِ شورشِ چشمانت باران: دست می نهد به شانه های غریبِ غم هایت باران: رَدِ نسیمِ گُم شده را در آهِ غزل های تو می پوید باران: عطرِ مهربانی و صبوری را در جانِ جوانِ تو می بوید باران رفیقِ نجیبی ست باران چه خوب می شوید: عربده ی مست های لات را در تَهَوُّعِ صبورِ

ادامه مطلب  

نم نم باران  

و .... دلم خواست امروز همه احساسم رو اینجوری بنویسم .
به آشپزخانه می روم در این هوای سرد خودم را به یک فنجان چای دعوت می کنم
و به خلوتگاه همیشگی ام برمیگردم
کنار پنجره می نشینیم
باران می بارد
و بوی نان داغ نانوایی مشامم را نوازش می دهد
نگاهم خیره به آسمان و ابرهای خاکستری
عجب باران شاعرانه می بارد 
انگار قصد بند آمدن هم ندارد از دیشب پچ پچ و رقص باران پیچیده در ناودان ها
آی می چسبد بی چتر در این نم نم باران قدم زدن.

ادامه مطلب  

دلخوشی  

همه ی دلخوشیت یک چیز است
اینکه پایان قصه میمیری. ..
 
کاشکی روز خداحافظیمان باران ببارد
من همان مجسمه ی سنگی هستم
که اعجاز حماقت است
در این زمانه ی زنازاده
که نام هایمان را به اشتباه صدا میزنیم...
کاش روز خداحافظیمان باران ببارد
تا اشک هایم را
در شمد های ظریف قطره های باران پنهان کنم
یا نه 
باران نیاید
شاید اینگونه دلت بیشتر برایم سوخت و لبخند هایت عمیق تر شد
پائیز  همیشه فصل رفتن بود
فرقی نمیکند چه کسی
گاهی آنان که لاف عشق و سوگند همدلی بستند
گ

ادامه مطلب  

رفتی .....  

با رفتن تو هوای دل گرفته و ابری شد
باران سیاه غم به چشم من جاری شد
باران بگرفت و ابر هم سیر گریست
تا اخر جاده این دلم پیر و گریست
"توضیح مخواه ماندنم جایز نیست"
این جمله جواب این من عاشق نیست
با عشق بیامدی و صاحب جان بودی
افسوس که در دلم چو مهمان بودی
همراهی باران و دلم طوفان شد
با رفتنت از خانه جهان ویران شد
#آرمان_رکنی_پور
HTTPS://TELEGRAM.ME/MEHR_POEM

ادامه مطلب  

رفتی .....  

با رفتن تو هوای دل گرفته و ابری شد
باران سیاه غم به چشم من جاری شد
باران بگرفت و ابر هم سیر گریست
تا اخر جاده این دلم پیر و گریست
"توضیح مخواه ماندنم جایز نیست"
این جمله جواب این من عاشق نیست
با عشق بیامدی و صاحب جان بودی
افسوس که در دلم چو مهمان بودی
همراهی باران و دلم طوفان شد
با رفتنت از خانه جهان ویران شد
#آرمان_رکنی_پور
HTTPS://TELEGRAM.ME/MEHR_POEM

ادامه مطلب  

طرح‌های زیبایی که با باران ظاهر می شوند  

به گزارش «تابناک باتو»، «Rainwork» خلق آثار زیبای هنری با استفاده از اسپری خاص است. این اسپری، باعث می شود طرح های کشیده شده در سطح خیابان، در روزهای آفتابی دیده نشود و تنها در روزهای بارانی قابل مشاهده شوند. برای دیدن این هنر زیبا، با ما باشید.لینک منبع و پست :طرح‌های زیبایی که با باران ظاهر می شوندhttp://tabnakbato.ir/fa/news/35727/طرح‌های-زیبایی-که-با-باران-ظاهر-می-شوندirnetnews

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1