انشا درمورد من یک سطل آشغال درحیاط مدرسه هستم| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

ساعت انشا  

سر کلاس انشا نشسته بودم . استاد نیامده بود. خمیازه ای کشیدم و سرم را روی میز گذاشتم . وقتی سرم را بالا کردم هیچ کس تو کلاس نبود . اسم تک تک هم کلاسی هایم را گرفتم اما هیچ کس نبود . يک دفعه گی کاغذ دیواری هایمان گفتند : هیچ کس توی کلاس نیست همگی به خونه هاشون رفتند . سطل اشغال گفت : دروغ گو ها  آن ها رفتند در حیاط تا هوایی تازه کنند . کاغذ دیواری ها گفتند : مریض که نبودند . کاردستی ها گفتند : تو که خواب بودی زنگ آخر رو زدن و اونا رفتند . سطل آشغال گفت : دروغ

ادامه مطلب  

داستان من و آشغال ارگانيك  

بعد از انداختن گلدونم تو سطل آشغال یه راه تازه برای فرار از انگزایتی پیدا كردم. چند تا كیسه مقوایی مخصوص آشغالای ارگانیك خریدم و با وسواس هر چی آشغال ارگانیك داریم می زارم توش و هر دو سه روز یه دفه می رم می زارمش توی ظرف سبز آخ اگه بدونی چه حالی می ده وقتی در ظرف سبزو باز می كنی و می بینی تك و توك چند نفر آشغال ارگانیكاشون گذاشتن اون تو. منم قهرمانانه آشغالمو می زارم اونجا و سینه سپر بر می گردم بالا توی راهم هی به خودم میگم ای كاش یكی منو ببینه...خ

ادامه مطلب  

 

 
يک روز معلم به شاگرداش میگه آرزوهای خودتون روبنویسید.
شب توخونه انشاهارومیخوندهربچه ای یه آرزو داشت
 ولی يکیشون نوشته بودآرزوم اینه که تلوزیونه خونمون باشم
 که همه بمن توجه کنن پدرم اوقاتشو بامن بگذرونه
 برادرام سر بامن بودن باهم دعوا کنن
مادرم خستگیشوباتماشای من دربکنه...
معلم شروع به گریه ميکنه همسرش علته گریه اش رو میپرسه
زن انشا رو میده تا اونم انشا رو بخونه
همسرش بعده خوندن انشا میپرسه خوب دلیل گریه ات چیه؟
میگه این نامه (انشا) روپس

ادامه مطلب  

انشا در مورد اذان|انشا در مورد اذان کلاس نهم|انشا وقتی صدای اذان را میشنوم  

1 انشا در مورد اذان
انشا در مورد اذان ( 2 انشا درباره صدای اذان )

jazabeh.com › اموزشی



Translate this page
انشا در مورد اذان ( 2 انشا درباره صدای اذان ) انشاء درمورد اذان انشا درباره شنیدن صدای اذان متن دباره اذان نوشته درباره اذان انشا با موضوع اذان : صدای ملکو.


انشا درباره اذان - مهارت های نوشتاری نهم - درس کده

darskade.ir/انشا-اذان/




Translate this page
انشا اذان به صورت ادبی و غیر ادبی و با رعایت مقدمه ساختمان بند و طبقه بندی. انشا شماره ۱ در مورد اذان: صدای ملکو

ادامه مطلب  

انشا درمورد پاییز|مقدمه درباره پاییز|انشا پاییز فصل هزار رنگ|تحقیق در مورد فصل پاییز  

2 انشا درمورد پاییز
انشا در مورد پاییز

www.bargozideha.com/tag/انشا-در-مورد-پاییز



Translate this page
انشا در مورد پاییز. توصیف فصل پاییز این هم متن انشا: گر تو بینی پاییز زیبا سرسری غم بخور،زیرا كه خیری نبری آیینه جمال است این فصل خزان بی تامل از فصل ...


موضوع انشاء: فصل پاییز - دانلود آهنگ

www.ncee2013.ir/post/2231




Translate this page
انشاء در موضوع فصل پاییز موضوع انشاء: فصل پاییز,موضوع انشاء: فصل پاییز,تفریحی ... فصل پاییز فصلی است که برگهای درختان زرد میشود و اگر يکی يک

ادامه مطلب  

عشق، آشغال مطلق است...  

 
و واژه های ولگرد خبر آوردند
كه جانوری عجیب، از پشت كوه قاف آمده
آخرین غزل های حافظ را ربوده است
گفته است عشق، آشغال مطلق است
گفته است قیچی
آخرین قصه گوی خاموشان است.
و من از قیچی پرسیدم آیا
راه بریدن باران آسان است 
كه این همه بر سر این چراغ شكسته 
چانه میزنی؟ 
"سید علی صالحی"

ادامه مطلب  

زنگ انشا  

Sholeh Jafari:اجازه خانوم معلم،،،ما انشامونو نوشتیم،،،بیایم بخونیم؟؟فصل پاییز راتوصیف کنید،،خدابرای آدمها،،،چهارفصل آفرید،،بهار،تابستان،پاییز،،زمستانفصل پاییز،،فصل رنگارنگی دنیاست،،،شاخه درختان،،،باوزش باد،،،بابرگها میرقصند،،،رقص برگها،،،موسیقی دلنشین،،زوزه باد پاییزی ست،،رنگهای قرمز وزرد ونارنجی،،،پیراهن ،،جنگلهای ،،سبز میشود
اجازه خانوم ،،،بقیه داره بخونم؟؟؟آسمان کدرومات میشود،،،دیگر خورشید داغ نیست،،،صبحها،،،مادر برایما

ادامه مطلب  

مدرسه ایلورمورنی  

سلام به همه پاترهدا حالتون خوبه؟
خب احتمالا همه پاترهدا میدونن که خانم رولینگ داره درمورد یه مدرسه جادوگری در شمال آمريکا به نام ایلورمورنی مینویسه.تو سایت پاترمور یه مقاله کامل در مورد این مدرسه در دسترسه اما از اونجایی که این مقاله به انگلیسی نوشته شده وبلاگ ما براتون اونو ترجمه کرده و در بخش های مختلف براتون قرار میدیدمبرای خوندن بخش اول برین ادامه مطلب

ادامه مطلب  

 

آغاز ماه محرم را به تمام دوستداران امام حسین  علیه السلام تسلیت عرض ميکنم. 
انشا الله حاجت هامون رو از خدا وند مهربان بگیریم  .
وامید وارم همهگی پای قول وقرار هایی که به امام حسین علیه السلام میدیم وایستیم.
انشا الله
 
 
 
 
 
 
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰✉〰〰〰
این وبلاگ در تاریخ 1/9/95حذف خواهد شد.

ادامه مطلب  

47  

روز اول نسبت به آشغال وسواس عجیبی داشت. اتاقشو بی‌دلیل برق مینداخت و راه به راه کیسه‌ی سطلآشغالش رو عوض ميکرد.
 
ماه ششم صبر ميکرد سطل تا نصفه برسه، بعد کیسه‌ی جدید میذاشت توش.
سال اول آشغالا که پر میشدن کیسه عوض ميکرد.
ماه هجدهم، صبر ميکرد سرریز کنن، بعد.
سال دوم، حسابی که روی زمین که میریختن.
ماه سی‌ام، یه کوه آشغال رو زمین میریخت. براش مهم نبود؛ دیگه فرقشون رو تشخیص نمیداد. 
از اون موقع به بعد، دیگه عادت کرده بود.
 
«برداشت آزاد»

ادامه مطلب  

dokhtarooneh  

مهم نیس پشت سرم چی میگن چون اونایی رو که برام مهمن میشناسم!
 
بهم میگن مغرور چون اهل کارای خجالت آور نیستم!
 
هــــــــر کسی رو غرق محبت نميکنم و به هـــــــر کی از راه رسید نمیگم:دوستت دارم!
 
همینم که هستم.عوض نمیشم!
 
برای من دختر بودن یعنی همین!
 
وگرنه جنس آشغال و ارزون تو بازار زیااااااد پیدا میشه

ادامه مطلب  

در تيررس خشم نگاه  

صبح اول صبحی، پشت میز نشینی را با یك لیوان چای راه می اندازم. تابستان است و كارها كرخی بی مزه ای دارند. در این روزهای بلند به خودم ...به خانم مدیرم و به وجدانم قول داده بودم بنشینم یك كاری بكنم، یك چیزی یاد بگیرم، گزارشی ، مقاله ای چیزی هوا كنم.
اما آن زورِ پشت سری كه نباشد انگار نمی شود. "خودكار" نبوده ام هیچ وقت....مگر چیزی كه عاشقش باشم و از شوقش شب و روز نشناسم. ها...یادم افتاد ...اتفاقا عاشق طراحی وب هستم اما افتادم روی لج و لجبازی با یك مشت بچه مسخ

ادامه مطلب  

یادش بخیر دوران مدرسه  

یادش بخیر

لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب  
بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت
 
توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت :(
 
یادش بخیر؛ در به در دنبال يکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !
 
همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم
تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته :)
یادش بخیر يکی از استرس های زمان مدرسه این بود که
زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!
افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه
از انتصاب به عنوان مدیر

ادامه مطلب  

جشن تکلیف  

سلام،من نگارم . از امروز قرار شده که خودم وبلاگم رو بنویسم.
سال جدید رو بهتون تبريک میگم.خدارو شکر امتحان های ما تمام شد. من کلاس سوم رو تموم کردم. 29 اردیبهشت روز آخر مدرسه و جشن تکلیف ما بود.!روز آخر مدرسه ما توی سرویسمون گریه کردیم، خودم هم گریه کردم.!!! به خانم معلمم گفتم شما چهارم هم هستید گفت نه ،انشا...  مطالب و خاطرات بهتری پیدا کنم .
.از دیروز جمعه اومدیم خونه مامان بزرگم. نادیا خواهر کوچولوم حسابی شیطون شده و الان هشت ماهه شده.

ادامه مطلب  

بیانیه کانون انشا و نویسندگی به مناسبت نزدیکی به آغاز سال تحصیلی  

انشا و نگارش غایت مطلوب هر نوع آموزش، تفکر و تخیل است. زیرا دانش ها، ایده ها و تخیلات انسانی هنگامی موثرتر و ماندگارتر خواهند شد که به زیور نگارشی زیبا و رسا آراسته گردند. انشا و نویسندگی فرصتی است که دانشجویان می توانند این مهم را بیاموزند که چگونه دانش، ایده ها، تخیلات خود را به روشنی و زیبایی به نگارش درآورند. اعضای کانون انشا و نویسندگی پردیس امام محمد باقر (ع) بجنورد در راستای تقویت انشا، نگارش و نویسندگی دانشجویان عزیز و همچنین توصیه ه

ادامه مطلب  

اولین فراخوان کانون انشا و نویسندگی  

 
اولین فراخوان کانون انشا و نویسندگی پردیس امام محمد باقر (ع):
✅ کانون انشا و نویسندگی پردیس امام محمد باقر (ع)، به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار می کند:

ادامه مطلب  

من آشغال ونجسم به چشم تو...ممنونم  

بازم تاوان کار دیگرون من دادم...همش تقصیر خومه که نمیذارم کسی ازم ناراحت بشه وفکر ميکردم شوشو اگه ازم ناراحت بشه می بخشم ولی دیگه اونم تغییر کرد وزمونه مقصر نه شوشوی من.اون خیلی از این حرفا مهربونتره که بخواد این کار کنه.
طاقت حرفاشونداشتم ودرحالی که چشام از گریه خون شده بود برای اولین بار بهش گفتم برو .بعدم گفتم خودم میرم واون با کمال ناباوری بهم گفت به درک...خدا حق عاشقا اگه اینه ازت ممنونم...انشا..هیچوقت روزگارت مثل من بی چیز نباشه که باعث بش

ادامه مطلب  

عطر تو  

مثل  شالِ  روی  شانه ات  هستم
تو  زنده ای و    بهانه ات   هستم
 
رسوا شدم و "آب رو" رفت به باد
بگذار برود ،  رودخانه ات  هستم
 
هزار  نغمه ی  ناخوانده  در   گلو
داری و من  يک  ترانه ات  هستم
 
میروی چون خیال هرسوی جهان
همچون اسیری درخانه ات هستم
 
هر کسی عاشق  چشم  و ابرویت
من  گیج ِ  عطر  زنانه ات   هستم
 
       «دی 94_قاسم ملایی»

ادامه مطلب  

الهی هیچکی تو از من نگیره  

تو این مدت خیلی اتفاقا افتاد..از حرفای ریز ودرشتی که از شوشو شنیدم تا در به دری من برای تهیه پول برای دانشگاه..اونم با پول بیمه وشوهرم حل شدوشکرخدا امتحانمم خوب دادم....بقیه هم حلش ميکنم...شوهرم از پول عروسی وخونه میگه..منم جز انشا..حل ميکنیم حرف دیگه ای بلد نیستم..انشا...خدا به همه کمک کنه...واقعا تنها بودن خیلی سخته...
چنذ روز پیش ناخواسته کاری کردم که شوشوم عصبانی بشه...عزیزم من حاضرم همه چیمو از دست بدم ولی تو باشی وزندگی آرومی با ز داشته باشی..تو

ادامه مطلب  

حال بد.یجورایی عذاب وجدان با وجود نداشتن نقش یا حداقل کم نقش بودن تو غیبتا...  

درمورد اتفاقای بد نباید حرف زد.درمورد ابروریزی ها بهتره نوشته نشه...درمورد کسایی که کنترلشون دست خودشون نیست بهتره چیزی گفته نشه.این چیزا فراموش شه بهتره...خدایا اتفاقای بد خوب نیستن.آبروی من و خانوادم دست توعه.مواظبشون باش خدای خوب و مهربونم ..غیبت بده.بد

ادامه مطلب  

بوی مهر بوی ماه مدرسه  

باز آمد بوی ماه مدرسه           بوی بازی های راه مدرسه
مرکز آموزشی توانبخشی نهال به مناسبت فرا رسیدن ماه مهر و شوق و ذوق خانواده ها از فرستادن کودکانشان به مدرسه، از کودکان و خانواده هایشان در روز گشایش مدرسه ها به گونه ای دیگر استقبال کرد تا خانواده های دارای کودکان با نیازهای خاص که آمادگی حضور در مدرسه را ندارند نیز، این ذوق و شوق اول مهرماه را تحربه کنند.
                          

ادامه مطلب  

زنبیل با شخصیت  

بچه های مجتمع مسکونی مان عصرها می آیند تند تند کتاب می گیرند. خم می شوند روی زنبیل و کتاب ها را زیرورومی کنند. من از قفسه ی کتاب خانه ی شخصی ام و کتاب خانه ی مدرسه هی کتاب می گذارم توی زنبیل پلاستيکی قرمز و کتاب ها هی به امانت می رود. دیروز يکی از بچه ها آمد دنبال رمان. گفت: "خواهرمان رمان می خواهد. دارید"؟ توی کتاب خانه ام رمان هم دارم. رمان هایی از زمانی که انجمن نویسندگان می رفتم. من دانای کل هستم مصطفی مستور، تنهایی پرهیاهو بهومیل هرابال، هاکرد

ادامه مطلب  

 

مومن دنبال آشغال نمیرود
چه کنیم که دائِمُ الذکر باشیم؟اگر گناه نکنیم،ایمان بالا میرود؛ ایمان که بالا رفت، عقربه دل، خود به خود به سمت خدا میرود و ارزش خدا و عظمت خدا در نظر انسان زیاد میشود..انسان عاقل اگر چیز به درد بخور داشته باشد، هیچ وقت به دنبال آشغال نمیرود.ترک گناه راه رسیدن به این نقطه است.مرحوم آیت الله خوشوقت

ادامه مطلب  

اول مهر در بابوده محله.  

باز هم اول مهر شد و شروع دوباره رفتن بچه ها به مدرسه.
به یاد مدرسه رفتنمان در دبستان همافران مرزن آباد.
به یاد صف مدرسه ی پیاز باغک برای بازگشت به خانه.
به یاد نظم دهندگان صف های مدرسه.
به یاد خاله مریم که با فرارسیدن مهر جلوی خونش به بچه مدرسه ای ها میوه میفروخت.
به یاد هم کلاسی های که بزرگ شدند و یا دیگران که بین ما نیستند.
                                                                 رفیقم کجایی؟؟؟
                                

ادامه مطلب  

باز آمد بوی ماه مدرسه...  

باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی بازی های راه مدرسه
بوی ماه مهر،ماهِ مهربان
بوی خورشید 
پگاهِ مدرسه
از میان کوچه های خستگی
می گریزم در پناه مدرسه
باز می بینم زشوق بچه ها
اشتیاقی در نگاهِ مدرسه
زنگ تفریح و هیاهوی نشاط
خنده های قاه قاه مدرسه
باز هم بوی باغ را خواهم شنید
از سرود صبحگاه مدرسه
روز اول لاله ای خواهم کشید
سرخ بر تخته سیاه مدرسه
"قیصر امین پور"

ادامه مطلب  

نگاره سوم  

در این نگاره درمورد راه مدرسه واینکه هر دانش آموزی چطور به مدرسه می رود و استفاده از سرویس و...توضیح داده شده است. در این جا دست راست وچپ واینکه پلیس کدام دستش را بالا برده وچه علامتی می دهد صحبت شده است. چراغ راهنمایی چند رنگ دارد وبرای چیست ؟عبور از خط عابر پیاده ولزوم گرفتن دست والدین در خیابان .پرچم مقدس کشورمان و اینکه چه رنگ هایی دارد. این نگاره از بچه ها نام میدان سوال شود. نام این میدان ،میدان مادر است به دلیل وجود مجسمه مادر. تمام ریزه ک

ادامه مطلب  

ما از اون دست مدرسه ها هستیم که ...  

دبیرستان برای پذیرش ورودی های جدید ، از چند درس اصلی هر رشته آزمون می گیرد.چون تابستونه و معلما هم بیشتراشون در دسترس نیستند بیشتر برگه ها را میدن من صحیح کنم.دیروز هم فیزيک و هندسه يکی از همین بچه ها را صحیح کردم.بچه هه از يکی از دانش آموزان قدیمی تر مدرسه سوال می کنه که من معلم چی هستم؟ بهشون جواب میدن که ایشون سرایدار مدرسه هستند.خودش اومده بود تعریف می کرد وقتی اینو گفتم یارو چشاش چارتا شد و گفت: یعنی واقعا هندسه و فیزيک منو دادین سرایدارت

ادامه مطلب  

شروع فصل درس و مشق و مدرسه بر همه دانش آموزان ،معلمان و اولیاء عزیز مبارک باد.  

باز آمد بوی ماه مدرسه . بوی بازی های راه مدرسه
بوی ماه مهر،ماهِ مهربان بوی . خورشید پگاهِ مدرسه
از میان کوچه های خستگی . می گریزم در پناه مدرسه
باز می بینم زشوق بچه ها . اشتیاقی در نگاهِ مدرسه
زنگ تفریح و هیاهوی نشاط . خنده های قاه قاه مدرسه
باز هم بوی باغ را خواهم شنید . از سرود صبحگاه مدرسه
روز اول لاله ای خواهم کشید . سرخ بر تخته سیاه مدرسه
باز آمد بوی ماه مدرسه . بوی بازی های راه مدرسه

ادامه مطلب  

و هستم که هستم  

آفریدگارا برای خودم نابودی نمی بینم و هستم که هستم و هستم که هستم که تا والی و حتی با بودم سازگار نیست یاریم فرما تا در این کشتزار پاک طیب تخم نيکبختی برای ابدم بکارم، و در این بازار گرم رجال لاتلهیهم تجارة و لابیع عن ذکرالله سرمایه ای تحصیل کنم که به کارم آید.نامه ها برنامه ها علامه حسن زاده آملی

ادامه مطلب  

 

سلام بچه ها من  چند روزی نبودم و نمی دونستم چی بنویسم ولی حالا داستان دوستی خودم و مليکا
داستان از روز اول مدرسه شروع شد
بعد ازتموم شدن صحبت های معلم زنگ تفریح شد من غذام رو برداشتم و به حیات رفتم
روی صندلی حیات نشستم
دختری کنارم نشسته بود  او به من گفت: من می دانم  تو کی هستی
من گفتم: اه واقعا پس من کی هستم؟
او اسم من را اشتباه گفت
من هم گفتم: نه من اون نیستم!من سوفیا هستم ( شما من رو بلوم دش اداجیو ایسی صدا کنید چون طولانیه بلوم دش )
اون گفت:او واق

ادامه مطلب  

باز هم مهر...  

باز آمد بوی ماه مدرسه . بوی بازی های راه مدرسه
بوی ماه مهر،ماهِ مهربان بوی . خورشید پگاهِ مدرسه
از میان کوچه های خستگی . می گریزم در پناه مدرسه
باز می بینم زشوق بچه ها . اشتیاقی در نگاهِ مدرسه
زنگ تفریح و هیاهوی نشاط . خنده های قاه قاه مدرسه
باز هم بوی باغ را خواهم شنید . از سرود صبحگاه مدرسه
روز اول لاله ای خواهم کشید . سرخ بر تخته سیاه مدرسه
باز آمد بوی ماه مدرسه . بوی بازی های راه مدرسه

ادامه مطلب  

 

من الهام هستم امروزدوشنبه 15شهریور هستش
امروزتصمیم گرفتم باهمکاری مادرعزیم این وبلاگ روبسازیم
ومن بتونم تمام خاطراتم وداستان هایی که خودم مینویسم رو توش ثبت کنم
راستی من منتظر به دنیا اومدن داداش گلم هم هستم وخودم هم تمام وسایلهای مدرسه ام رو خریده ام ومنتظرم تا مهر ماه آغازشود ومن شروع به درس خواندن کنم وخیلی منتظرم چون قراره دوستای قدیمی وجدیدم رو ببینم
 

ادامه مطلب  

باز امد بوی ماه مدرسه  

 
باز آمد بوی ماه مدرسه                بوی بازی های راه مدرسه
     بوی ماه مهر،ماهِ مهربان بوی               خورشید پگاهِ مدرسه           
از میان کوچه های خستگی           می گریزم در پناه مدرسه
باز می بینم زشوق بچه ها              اشتیاقی در نگاهِ مدرسه
زنگ تفریح و هیاهوی نشاط               خنده های قاه قاه مدرسه
باز هم بوی باغ را خواهم شنید             از سرود صبحگاه مدرسه
روز اول لاله ای خواهم کشید             سرخ بر تخته سیاه مدرسه
باز آمد بوی ماه

ادامه مطلب  

اینک در مدرسه ی جدید  

سلام به همه ی دوستان عزیر و همراهان همیشگی وبلاگ 
امروز بعد از مدت ها تونستم سری به وبلاگ زده و مطالبی رو بنویسم. البته این دوری بیشتر به دلیل جابجایی مدرسه و کارهایی بود که باید انجام میشد. به هر حال الان در يک مکان جدید و دانش آموزان جدید و ان شالله مطالب بهتر و آموزنده تری در خدمت دوستان هستم.
الهی به امید تو......

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ باز آمد بوی ماه مدرسه با کیفیت بالا  

دانلود آهنگ باز آمد بوی ماه مدرسه با کیفیت بالا
این اهنگ ویژه آهنگ بازگشایی مدارس است و بالاترین کیفیت برای این موزيک همین است کلی ما سرچ کردیم.
باز آمد بوی ماه مدرسه بوی بازی های راه مدرسهبوی ماه مهر ماه مهربان بوی خورشید پگاه مدرسهاز میان کوچه های خستگی می گریزم در پناه مدرسهباز می بینم زشوق بچه ها اشتیاقی در نگاه مدرسهزنگ تفریح و هیاهوی نشاط خنده های قاه قاه مدرسهباز هم بوی باغ را خواهم شنید از سرود صبحگاه مدرسهروز اول لاله ای خواهم کشی

ادامه مطلب  

خخخخ  

صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه. پسر: يک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد. مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟ *مادر: يک تو الآن پنجاه و دو سالته. دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1